خوابگاه بیمارستان | جایی برای نخوابیدن

..::هوالرفیق::.. متاسفانه الان یادم نمی‌آید که این مطلب را کجا خوانده بودم که به آن رفرنس بدهم، این را گفتم که هم بدانید از من نیست و هم بعداً یادم بماند و منبعش را پیدا کنم. یکی از سوالات شایعی که از دانشجویان پزشکی می‌پرسند این است که چرا از ماجراهای بخش، کشیک، درمانگاه و هر چه از بالین تجربه می‌کنید می‌نویسید. من قرار نیست اینجا جواب این سوال را بدهم. فقط می‌خواهم یک نکته‌ای را یادآور بشوم که شاید

پ.و.ر.ن | مجرم مظلوم‌نمای قصه‌ی ما

..::هوالرفیق::.. خیلی وقت بود می‌خواستم در این باره بنویسم اما نمی‌دانستم از کجا شروع کنم. کلماتی که در ذهن داشتم قالب مناسبی برای بیانش نبودند؛ آخر می‌دانی دیگر، معانی در ظرف کلمات ریخته می‌شوند، گاهی ظرف زیادی بزرگ است و آدم را گول می‌زند و گاهی معنی سنگین است و در ظرف مناسب خودش نیست؛ آنگاه است که حرف می‌سوزد. دقیق‌تر می‌نویسم: معنی می‌سوزد. دو سال پیش، دکتر فقیهی وسط جشن منتورینگ حرفی را زد که کارم را سخت کرد: ظرفی را

فوتر سایت

سایدبار کشویی

آخرین نوشته دوستان من

شبکه‌های اجتماعی